نصیبش عاقبت خیریست هرکس که گدا باشد
حاج منصور ارضیپسندیدن4
بازدید500+
نصیبش عاقبت خیریست هرکس که گدا باشد چرا که ختم کار او در آغوش شما باشد به حریّت رسد هر بندهای که فارق از دنیا دل سرگشتهاش در بند آن زلف رها باشد سه شنبه صبح آمد در کنار منتظرهایت دوباره بر لبم آقا بیا آقا بیا باشد کریم دستگیر من نگاهت را تفضّل کن فقیر بی نوا را بی محلی کی روا باشد قسم بر لحظهی ناب ملاقات فشندیها بگو که وعدهی دیدار ما با تو کجا باشد تو را چیزی نگردد کم میان خیل عشّاقت اگرچه بر گناهکاری چنان من نیز جا باشد مقارن کن ظهورت را با آن ساعت که با گریه فرج میخوانم و لبهای من گرم دعا باشد در این ایّام ذیالحجه دلم بدجور یاد توست غریبه نیست با یاد تو هرکس که آشنا باشد به مکّه رفتهها سوگند ما میل نجف داریم کسی که با علی باشد یقیناً با خدا باشد امیرالحاج ما را هم امیرالمومنینی کن عجب حجّیست حجّی که به دور مرتضی باشد به هر ترتیب یک روزی اجل سر میرسد ما را عجب مرگیست مرگی که دم ایوان طلا باشد حسینی کن مرا ماه عزا در پیش رو داریم که خیلی گردن گریهکنان اشک قضا باشد فدای خواهری که هستیاش را کرده قربانی همان که کعبهی او مقتل خون خدا باشد کمی قبل از ورود شمر زینب قتلهگاهی شد به او اصلاً نمیآید میان خیمهها باشد برادر دید خواهر را به او فرمود که برگرد برو که تازه بعد از این سرآغاز بلا باشد تنش را شمر برگرداند تا برگشت در خیمه از این بابت که باید او ذبیحً بِالقفا باشد تماشا کرد از روی بلندی کشتن او را به ناگه دید با چشمش سری بر نیزهها باشد دو دستی بر سرش زد با برادر گفت که برخیز که پای شمر و خولی و سنان در خیمه وا باشد