نشد که آب بیارم رباب، شرمنده
میثم مطیعیپسندیدن22
بازدید9.4K
نشد که آب بیارم رباب، شرمنده عروس فاطمه و بوتراب، شرمنده به وقت گفتن لالا به روی گهواره اگر چکید ز چشمانت آب، شرمنده به گوش اصغر تشنه بگو عمو نرسید بگو که گفت عمویت: بخواب، شرمنده نگو چرا نرسید آب بر لب طفلم؟ که غیر اشک ندارم جواب، شرمنده میان علقمه بی مشک و دست افتادم نخورد گر چه لبم هم به آب، شرمنده به دختران حرم هم بگو که سقّا رفت اگر شدید اسیر طناب، شرمنده اگر که بعد من آقای من در آن گودال محاسنش شود از خون خضاب، شرمنده