نجفت ذوق شعری شاعرها
حسن عطاییپسندیدن49
بازدید1.9K
نجفه ذوق شعری شاعرها نجفه مأمن همه زائرها چقدر درّ نجف طالب داره که زده روی دستِ جواهرها نورٌ علیٰ نور ضریح نجف منو مست میکنه بوی انگور ضریح نجف غم رو میشوره ضریح نجف خوبه واسه رفع دلشوره ضریح نجف جوانمرد علی، مرد شبگرد علی همه شاهدن تو صفین چیکار کرد علی وسط معرکه ملک الموت میگفت دیگه من از نفس افتادم برگرد علی علیِ ناخدا و عالم عرشِ نجفش واللهِ شبیه عرشِ یعنی میشه یه روز نجف ساکن شم آخر کارمم مثل قنبرشِ ذره به ذرهش قدسیِ حریم نجف روزیمون میرسه از خوان شهنشاه کریم نجف خود جنّات نعیم نجف کاش بشم یه روزی تا ابد مقیم نجف علمدار علی، شیر کرّار علی شده خشمت کابوس شب کفّار علی این رو از من نخواه، میده تاریخ گواه تو نه تکراری میشی و نه تکرار علی