نبین توی خرابههام
سید امیر حسینیپسندیدن32
بازدید1000+
نبین توی خرابههام آسمونا جای منه من دختر شاهم و دنیا واسه بابای منه نبین الآن گرسنمه، عالَم روزیخورمه دختر شامی من مَلَک مراقب چادرمه دستی به جز اباالفضل سه سالِ آزگاره رُخصت شونه کردنِ موی منو نداره اما آتیش خیمه دور دید چشم عمومو غروبِ روزِ عاشورا اگر سوزونده مومو کجا بودی مو داشتم تا کمرم کجا بودی دستش بود زیرِ سرم مثل پروانهها میگشت دور و بَرَم کجا بودی **** نبین میخوابم رو زمین رو پَرِ قو بوده سرم هنوز تو گوشمه صدا لالاییِ برادرم نبین زبونم میگیره اون روزا رو میدیدی کاش شیرینزبونیِ منو کسی تو دخترا نداشت یه روز تو آسمونا منم ستاره داشتم اسم داداشامو روی ستارهها میذاشتم اما الان یه ماهه رو نیزهها نشستن وقتی که میزدن منو چشماشونو میبستن کجا بودی غم این قافله نداشت کجا بودی پاهام آبله نداشت روی دستام جای سلسله نداشت کجا بودی **** نبین گوشم پاره شده، بدون گوشواره نبود یادش بخیر اُمُّ البنین گوشوارمو خریده بود چشمام سیاهی میره و چند روزه دشوار میبینم تو رو به روم نشستی و اما تو رو هم تار میبینم یه شب میون صحرا افتادم از رو ناقهام از قافله جا مونده بودم زجر اومد سراغم بسه دیگه نمیخوام یادم بیفته اون شب منم برم داره صدام میکنه عمه زینب برو دختر خوش باشی روز و شبات برو دختر بازی کن با رفیقات نگه داره باباتو خدا برات برو دختر