نبود و نیست از تو کسی مسافر تر
حاج سعید حدادیانپسندیدن2
بازدید1.8K
نبود و نیست از تو کسی مسافر تر درسته پنهونی کی از تو ظاهر تر هزار ها ساله یه اصلِ ننوشته س که یارِ غائب هست همیشه حاضر تر از اون شبی که ماه کنار رود افتاد در این غم از تو نیست کسی معاصر تر حبیب تو راهه به راه می افتم بگیر دستامو بشم مظاهر تر می خوام منم باشم یه وقت که می پرسن توو اربعین رفتن کی بود جابر تر بگیر دستامو که یک دهه باشم دوباره بارون و دوباره طاهر تر تضاد مون زیباس به ظهر عاشورا کویر و خشکیم و ولی به ظاهر، تر غمم هزار ساله س بگیر دستامو که محتشم باشم یه قدری شاعر تر ***