ناموس داورم گل باغ پیمبرم
حاج منصور ارضیپسندیدن0
بازدید36
ناموس داورم گل باغ پیمبرم یاسم، شقایقم همه آیات کوثرم سرمایهی تمامنمای ولایتم با این وجود طعمهی دیوار تا درم معنای اینکه ممتحنه قبل خلقتم این است پیشمرگ تولای حیدرم آنچه خدا ز غصه عطا کرده بر دلم دست گلیست هدیه به درگاه همسرم بر دامن ولای علی چنگ میزنم اولمدافع حرمم زان که مادرم من دست از حمایت مولا نمیکشم هرچند بشکند همه اعضای پیکرم این جسم ناقصم به ره عشق پیشکش دستی شکسته دارم و تقدیم رهبرم با زحمتی نفس قفس سینه طی کند یک یا علی بگویم و خیزم ز بسترم تا زندهام ز چشم علی رخ نهان کنم زیرا که ضربهخورده دستان کافرم آرام بود خانه و در شعلهور نبود فکرم هنوز در صدد پشت در نبود قد قامت علی که شنیدم تمام جان آمادهی قیام و رکوع و سجود بود تجهیز پیکر پدرم بود با علی ناچار پیش فاطمه سجاده میگشود با عرض معذرت به خدا بار داشتم یعنی هنوز غنچهی من بارور نبود در را زدند و قامت من رفت پشت در اما علی ممانعت از رفتنم نبود گفتم به جانتان نگذارم که پا شوی گر نعرههای کوچه رسد، رنگ و بوی دود چادرنماز من به سرم بود و بیهوا با ضربهای که زد در حرم، بر سرم فرود قدرت نداشتم که خودم پا شوم ز جا یا فضة خذینیِ من گفت هرچه بود با این وجود مانع قاتل شدم ولی دشمن ز بیت وحی امام مرا ربود بر زخم و داغ و محنت من بد نمک زدند وقتی مرا به پیش امامم کتک زدند من که در این مجاهده یاور نداشتم چاره به غیر یاری حیدر نداشتم در این دفاع سخت برای مقابله جز پشت در به خانه که سنگر نداشتم یک ذره دیر اگر به پس در میآمدم بالا سرم که سایهی رهبر نداشتم آنجا اگر به کوچه نمیآمدم برون تا روز حشر، فاتح خیبر نداشتم آن روز اگر یکه و یکتنه ظاهر نمیشدم امروز من که اینهمه لشگر نداشتم اصلاً سر حسین و حسن نذر حیدر است جز این دو گل که هدیهی دیگر نداشتم آیا شود به خواهش این خستهتن دهی کمتر مرا حواله به رنج و محن دهی دستم به دامنت، به شفا دلخوشم که باز بر من دوباره فرصت دریا شدن دهی همسایه را ز یاد نبردی به من بگو وقتت نشد محل به دل، هم به تن دهی ای کاش سرفه کم بکنی تا نشان من درّ نجف به جای عقیق یمن دهی پوشیه را کنار بزن تا که مثل قبل زهرا شوی و نور به این انجمن دهی پیراهن تو از دو طرف باغ لاله است لب باز کن که شرح گل پیرهن دهی طفلان سر گرسنه به بالش نهادهاند برخیز تا غذا به حسین و حسن دهی