نامهی جرم مرا ز جزا باز مکن
سیدرضا نریمانیپسندیدن35
بازدید4.6K
نامهی جُرم مرا روز جزا باز مکُن من به امّید عطای تو گنهکار شدم زبان الکنی دارم اگر دشوار میگویم غم بسیار دارم و سخن بسیار میگویم نمیدانم چه باید گفت غیر از دوستت دارم همین یک جمله را اما هزاران بار میگویم زیارت نامهها را هرچه میخوانم نمیفهمم غم تنهاییام را پس دهاتیوار میگویم به غیر از تو کسی درد دل من را نمیفهمد به هرکس غیر تو انگار با دیوار میگویم به سختی هر طرف پس میزنم غمهای دورم را در این جمعیت از دلتنگیام با یار میگویم ضریحت را که میگیرم، زبانم بند میآید به جایش با زبان چشمهای تو میگویم غلط کردم غلط کردم غلط کردم اگر رنجیدهای از دست اعمالم من بی دست و پا اینگونه استغفار میگویم