نام ما را بنويسيد پريشانِ علي
حسین سیب سرخیپسندیدن18
بازدید16.1K
نام ما را بنويسيد پريشانِ علي شيعه مملکت و خطۀ سلمان علي همه شب سفرۀ ما پر شده با نان علي کار زهراست که هستيم مسلمان علي سالياني است که مسکين و فقيرِ نجفيم پادشاهيم، غلامان امير نجفيم شاه ما صاحب لوح و قلم است، اي مردم مهربان است خداي کرم است، اي مردم مونس لحظۀ شادي و غم است، اي مردم از علي هر چه بگوييم کم است، اي مردم ما کجا مدح علي، هر چه بگوييم خطاست مدح او کار خداوند و نبي و زهراست او همان است که مانند خدايش يکتاست مثل او نيست نگرديد، علي بيهمتاست ذکر خيرش همه دم بر لب اهل بالاست يک تنه صاحب هر معجز پيغمبرهاست عالمي حسرت يک لقمۀ نانش دارد آسمان تکيه به دستِ پسرانش دارد از همان روز ازل تا ابد آقاست علي شاه خاکيِ همه مردم دنياست علي بين صاحب نفسان، محشر کبراست علي همۀ زندگي حضرت زهراست علي ايّهاالناس، ستونِ همۀ عالم اوست پدر فاطميونِ همۀ عالم اوست حيف اين شاه که هم درد دلش غمها شد رفت پيغمبر و در شهر علي تنها شد يک مدينه به خدا دشمن اين آقا شد فاطمه داد پسر، تا که دو دستش وا شد ناگهان پشت در خانه او محشر شد ديد با چشم خودش فاطمهاش مضطر شد بعد زهرا همه شب، کار علي زاري بود دورۀ بيکسيو غربتو بيياري بود زخمِ رويِ دل مولا چه قدر کاري بود تا نفس داشت فقط گرم عزاداري بود روزگار از غم تنهايي او ميکِشد آه همه شب گفت فقط درد دلش را با چاه کوفه کردند فزون درد سر مولا را نگرفتند دمي دور و بر مولا را خون نمودند دمادم جگر مولا را بين محراب شکستند سر مولا را رفت و محراب شد از غصّه او جان بر لب نقشهها در سر کوفه است براي زينب شاعر: محمد حسین رحیمیان ***