نالهت تو گوشمه اربا اربا تو آغوشمه
محمدحسین حدادیانپسندیدن51
بازدید3.1K
نالهت تو گوشمه اربا اربا تو آغوشمه درهم بودن کاری کرد باهات تابوتت عبای دوشمه ای وای از بدنظر زحمتم داره میشه هدر پاشو ای خوش غیرت عمه رو از بین نامحرمها ببر تیکه تیکه شده، تموم پیکرت هرکاری میکنم بابا جمع نمیشه سرت لعنت به ابن سعد میخنده به من از این به بعو میگه حسین بی پسر شده بین صحرا در به در شده پاشو حرفی بزن میخوان که باباتو هو کنن زخم زبون منو میکشه حرمله داره کِل میکشه خودم دیدم علی که دوره کردنت چندنفری زدن بابا نیره به گردنت پاشو اذان بگو چرا معطلی؟ هرکاری میکنم از خاک جمع نمیشی علی همش منو کشید شبیه وحشیا همش میگم عموجونم زجرو نبخشیا کوچههاشون پر شده از موی من، از موی من، از موی من وضع عمه بدتر از پهلوی من این سنان از زجر بی ادبتره، بی ادبتره، بی ادبتره زجر بگذره سنان نمیگذره من میفهمم نفسِ بریده رو بریده رو بریده رو صورتِ روی زمین کشیده رو حرف بد میزد شترش راه نمیرفت منو لگد میزد ***** پاشو برگردیم، خیمه در تلاطمه اولین باره زینب بین مردمه به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من ***** مرهم واسه چشمِ تَرَم میخوام حال دلم بده حرم میخوام حال دلم خیلی بده جاموندم از قافله بازم کرب و بلای تو شده تو این روزا، راز و نیازم چاره ندارم میدونم باید بسوزم و بسازم رحمی بکن به چشمای زارم خیلی بدم اما دوست دارم نگو که کاری نداری با من چرا همه اومدن اِلّا من همه شدن زائر تو به غیر منه رو سیاهم جان رقیت بطلب یه عمره که من چشم به راهم