ناز میکنم برات
حسن عطاییپسندیدن300+
بازدید16.7K
از دلِ بیخبرم، نکنه بیخبری گم شده عروسکم، واسم عروسک میخری دستمو سفت بگیر، نکنه گم بشم از کدوم طرف بریم، من نمیبینه چشم ناز میکنم برات، آغوشمو باز میکنم برات تا سرِ زخمیتو تویِ بغل بگیرم قسمتم این شده، بابای من نقشِ زمین شده برای زخمای روی سرت بمیرم دستمو سفت بگیر، نکنه گم بشم از کدوم طرف بریم، من نمیبینه چشم ****** نمیدونی که دلم، چِقَدَرَ تنگ شده سر گوشوارههای دخترت جنگ شده نمیدونی که چِقَدر، سرِ من داد زدن منو وقتی که سرت داشت میافتاد زدن نصفِ شب اومدی، رسیده جونم به لب اومدی چرا لبای تو ترک خورده عزیزم میشه نگاهت کنم، لُکنَت نمیذاره صدات کنم همینه که آبرومو برده عزیزم ناز میکنم برات، آغوشمو باز میکنم برات تا سرِ زخمیتو تویِ بغل بگیرم قسمتم این شده، بابای من نقشِ زمین شده برای زخمای روی سرت بمیرم