اشکم رو مهر تربتم ریخت گفتم
علی اکبر حائریپسندیدن7
بازدید2K
اشکم رو مُهر تربتم ریخت گفتم غم حق آب و گِل داره آقا جان باید کبوتر با کبوتر باشه ولی کلاغم دل داره آقا جان دستِ رَد به سینهام نزن تو رو قسم میدم حسین جانِ حسن دل نبُر ازم دل نکن بی تو خیر ندیدم حسین جانِ حسن بذار منم خیر ببینم دنیا رو چند روز از چشای زهیر ببینم عشقت رو از نگاه راهبِ دِیر ببینم (بذار منم خیر ببینم)۳ کار خیر عمل میخواد تلخی هم عسلی میخواد من دلم برات تنگه (من دلم بغل میخواد)۳