میگن اسب تو تنها به حرم برگشته
ابوذر روحیپسندیدن2
بازدید400+
میگن اسب تو تنها به حرم برگشته عقیله شد سرگشته تنِ تو چه لگدها جلو مادر خورده به خواهرت برخورده آقای بههم ریخته دنیا بیتو دنیای بههم ریخته یحیای حرم موندی روی خاکا آه حضرتِ تنهایِ بههم ریخته برا دست زدن به موهات طهارت نداره نامنظم سرتو میبُره دقت نداره داره راه میره روی پیکرِ بیجون و غریبت توی کربلا دیگه جنازه حُرمت نداره نفس زینب، نفس زینب اگه تو بری دیگه بیکسه زینب... **** سنان کارو شروع کرد خیر نبینه اونیکه نیزه تو حلقومت فرو کرد هم تو رو هم زندگیِ خواهرت رو زیر و رو کرد به چه جرمی زدنت؟ دست خالی دست پر زدنت من خودم دیدم چطوری زدنت همه اومدن یه دور میزدنت تو سراشیبیِ گودال خواهرت محکم زمین خورد تا رسیدم تَهِ گودال یکی داشت سرت رو میبُرد وای حسین...