میمیرم نفَس آخرته
محمدحسین حدادیانپسندیدن53
بازدید3.5K
میمیرم نفَس آخرته این زخما چیه روی سرته؟ برگرد و ساعت بعدو ببین لبخند عمر سعدو ببین روی لب اهل حرم آهه داغ تو مثل اسداللّهه پُر از جراحته تنت وای از اصابت زنهای جَرّاحه همه میون قتلگاه دائماً زدنت تنها شهیدی بودی که مرد و زن زدنت میخونم آه یا محمدا میبینم شد تنت جدا جدا یا زهرا یاد دیوار و درم پهلوتو کی شکسته پسرم؟ تیزیِ شمشیرا خطرناکه خوردم زمین یهو دیدم تا که عمّامهی خونیِ پیغمبر هزار تا تیکه شده رو خاکه نذار که عمّه زینبت از حرم برسه نذار میون قتلگاه مادرم برسه میسوزم مثل زخمای تنت میسوزم واسه پَرپَر زدنت پاشو که موقع نمازمه تشییعت تشییع جنازهمه ای پهلوونِ حیدر کرّار هلهله میکنن برا آزار میچینمت بین عبا اما از بدنِ تو کم شده انگار میره شبیه من علی روی نیزه سرت به زیر پای مَرکبا جون میده خواهرت یه سر بزن به دخترت سرگذشت مادرت شده تکرار غروب روز عاشورا شدم بیدار دیدم صدای داد میاد بلند شو عمّه اومده آه برات به سر زده شدی دَرهم ببین که عمّه اومد بین نامحرم آه جگرم، پُر از توئه دور و بَرم تیکه تیکه میچینمت اما اینا نمیشه پسرم آه زدنت، عبای من شد کفنت الهی از روی عبا زمین نریزه بدنت