میره علی اکبر آهسته آهسته
میثم مطیعیپسندیدن15
بازدید1K
میره علی اکبر، آهسته آهسته بارون شو بارون شو، ای بغضِ نشکسته میره علی اکبر، میره تا تنها شم خیره موندم سمتش، دلواپس چشماشم وای، سپردمت به مادرم وای، برو علیِ اکبرم وای، ای وای ای وای میره علی اکبر، ای حسین باور کن بعد از این دنیا رو، با دلتنگی سر کن با چه حالی سمتِ، خیمهها برگردم؟ جوونم رو مگه آسون بزرگ کردم؟ وای، سپردمت به مادرم وای، برو علیِ اکبرم وای، ای وای ای وای میره علی اکبر، میره جونم از تن میره علی اکبر، دشمنها میخندن میره علی اکبر، با چشم بارونیش ای کاش ای تشنگی یکبار برگردونیش؟ از این جا به بعدو راوی داره میگه میگه دیدم از اسب اکبر افتاد دیگه راوی گریه میکرد، میگفت اون تنها بود هر گوشهای رو دیدم اکبر هم اونجا بود پاشو علی، از روی خاک پاشو علی، جسم صد چاک پاشو علی، پاشو علی پاشو علی، گل لیلا پاشو علی، إرباً إربا پاشو علی پاشو علی نمیدانم ای علیاکبر چرا قامتَت ز هم پاشید نمیدانم ای جوان من چرا تیغ و نی تو را بوسید شود قامتِ خم بابا به قربان این قد و بالا عبا هم کمک نخواهد کرد پراکندهای به صحراها پاشو علی، تو رو زهرا پاشو علی، منم بابا پاشو علی، عمّه اومد پاشو علی، ناله میزد پاشو علی، پاشو علی میگه حسین، با سکوتش میگه حسین، از تابوتش میگه حسین، میگه حسین میگه حسین، قد و بالات میگه حسین، استخوونات میگه حسین سرش را به پای مولا داد ولی میهمان مولا شد تنش روضۀ مجسم بود شهیدی که إرباً إربا شد شکستند مادر و پدرش در غمش لحظه لحظه آب شدند هر دو در انتظار جان دادند پیش عکس شهید قاب شدند میگه حسین، قلب عاشق میگه حسین، هر شقایق میگه حسین، میگه حسین میگه حسین، هر مرد و زن میگه حسین، وقت مردن میگه حسین