میرسید هر کسی از راه میزد
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن9
بازدید2.3K
(میرسید هرکسی از راه میزد تو رو قربة الی الله میزد)۲ با لبای تشنه از حال رفتی تو سراشیبی گودال رفتی وحوش صحرا هم گریه، به تن صدچاکت کردن زینت دوش پیغمبر، دهاتیها خاکت کردن داغتو رو قلب ما میذارن روی سینهی تو پا میذارن پیرهن برادرم رو بردن یادگار مادرم رو بردن غروب عاشورا رفته، چه آرزوهایی بر باد سرو برید وقتی قاتل، اول نشون زینب داد چادر و موی رقیه سوخته شده معجرم، یه خیمه سوخته... نمیشه باور من این لحظه سر شیرخواره بره رو نیزه ام المصائب بعد از تو، میسوزه تنها و خسته چشم علمدارت روشن، دستمو نامحرم بسته... خون گلوتو پس نزن میمیرم نفس نفس نفس نزن میمیرم مثل کبوتری که گیر افتاده خودتو به قفس نزن،میمیرم (حالا سر قرار رسیده زینب حرم تا قتلگاه، دویده زینب)۲ سرتو میبرن، سرم پائینه خدا میدونه که، بریده زینب رأس تو میرود،بالای نیزهها من زار میزنم،در پای نیزهها آه ای ستارهی، دنبالهدار من زخمیترین سرِ، نیزهسوار من ای بی کفن چه با، این پاره تن کنم با چادرم چرا، باید کفن کنم من میروم ولی،جانم کنار توست تا سالهای سال، شمع مزار توست عمه جانم عمه جانم، عمه جان قد کمانم...