میبینی زینبت رو که، بریده غَم امونشو
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن13
بازدید800+
میبینی زینبت رو که، بریده غَم امونشو این خواهری که واسه تو، کنار گذاشته جونشو گریهی بی ارادهمو ازم قبول کن این لشگرِ آماده رو ازم قبول کن این دو تا آقازاده رو ازم قبول کن غصهی غربتِ تو میکنه مریضم وقتی نشد تو اوجِ حسرت اشک بریزم میخوام تو کربلا سهیم باشم عزیزم (حسینِ من حسینِ من، مظلوم حسینم...) ****** بزار فدای تو بشن، به کامشون بذار عسل من زندگیمو واسه تو، کنار گذاشتم از ازل حالم خرابه و دلم به غَم دچاره ببخش اگر که زینبِ تو کم میذاره دار و ندارِ من که قابلی نداره میبینی قلبِ عاشقم نداره سامون من حاضرم خودم برای تو بدم جون اگه اجازهشو بدی میرم به میدون (حسینِ من حسینِ من، مظلوم حسینم...) ****** هر دوتا بچههای من، پیش مرگِ تو برادرم من از تمامِ زندگیم، بخاطرِ تو میگذرم من دخترِ اون مادرم که با صَلابَت بینِ در و دیوارِ خونه با شهامت شد اولین شهیدهی راه ولایت من دخترِ صاحبِ تیغِ ذوالفقارم من دخترِ فاطمهام با اقتدارم از کلِ این حرومیا ترسی ندارم (حسینِ من حسینِ من، غریبِ خواهر...) ****** تورو به حقِ مادرم، نذار که نا امید بشم میخوام شبیه اکبرت، تو بغلت شهید بشم برای غُربتت ببین، میباره اشکام بده اجازشونو تا، برن جوونام نگو که فایده نداره، التماسام روزای سختی بعد از این جلوی رومه روزایی که تو کوفه حرفِ آبرومه روزایی که سیاه و تاره خیلی شومه (حسینِ من حسینِ من، مظلوم حسینم...) ****** سخته برای بچههام، شاهدِ غریتم بشن شاهدِ بینوایی و رختِ اسارتم بشن میونِ شام و کوفه میبینم جسارت میشه به زینبت تو کوچهها احانت بذار برن نشن مثلِ حسن اذیت دق میکنن اگه که دستامو ببندن چیزی نمونده تا به اشکِ من بخندن یه کاری کن برن غمِ منو نبینن (حسینِ من حسینِ من، مظلوم حسینم...)