میان میدان بلا حلقه زدند اشقیا
حاج محمود کریمیپسندیدن21
بازدید5K
میان میدان بلا حلقه زدند اشقیا دورِ عزیزِ مرتضی، هیچ کسی نزد صدا چند نفر به یک نفر به رویِ خاکِ علقمه، خسته نشسته فاطمه بارشِ تیر و نیزه شد، گفت غریب کربلا چند نفر به یک نفر حسین بود محتضر، دید به پیکرِ پسر نشسته تیر تا به پر، گفت به قومِ بیحیا چند نفر به یک نفر چو دید زینبِ حزین، سنگِ جفا و شاهِ دین حسینش افتاده زمین، کشید ناله: ای خدا چند نفر به یک نفر دستِ یکی به مویِ او، سنگِ یکی به رویِ او دستِ یکی به پیروهن، به رویِ سینه جایِ پا چند نفر به یک نفر به رویِ خاکها سرش، شمر به دست، خنجرش یکی پیِ عمامهاش، یکی به دنبالِ عبا چند نفر به یک نفر پیشِ نگاهِ مادرش، جدا شد از بدن، سرش اهلِ حرم به سر زنان، صدا زدند بچّهها چند نفر به یک نفر ***