میان عبد و خالقش گناه او اجاب شد
سیدرضا نریمانیپسندیدن3
بازدید3.7K
میان عبد و خالقش، گناه او اِجاب شد قرار و امنِ دل، بَدَل به رنج و اضطراب شد حرص، حسادت و هوا، غیبت و تهمت و هوس گناها یکی یکی شمرده شد، کتاب شد چه خوب بود گریهی میان روضهها ولی گناه زد زمین مرا، حال خوشم خراب شد مرا که خوردهام زمین، علی نجات میدهد یاور دلشکستگان، همیشه بوتراب شد بالشکسته تا نجف به عزم توبه رفتم و تمام سیئات من به لطف او ثواب شد کشانده بود تشنگی مرا به سوی این و آن به سمتشان دویدم و امید من سراب شد من اشتباه کردم و به غیر دوست رو زدم خواهشِ من ز هر کسی به غیر او جواب شد به لطف مادر است اگر که خاکِ پایِ حیدرم دعای مادرانهاش همیشه مستجاب شد دعای او به حق خود چرا وفات بوده است؟! چگونه شد که مادرم به رفتنش مُجاب شد؟! فاتح خیبر از غم فاطمهاش شکسته شد گل محمدی او ز رنج و غصه آب شد به سوی چاه میرود علی و آه میکشد محاسنِ عمودِ دین، به خونِ دل خَضاب شد اَلا ای چاه، یارم را گرفتند گلم، باغم، بهارم را گرفتند