نگی خسته شدی از صدای من
پیام کیانیپسندیدن45
بازدید2.7K
نگی خسته شدی از صدای من نگی که کم شده گریههای من میدونم نوکر خوبی نبود نوکر خوب نیاری به جای من جواب نکنی یوقت کسی رو جام انتخاب نکنی با من یه موقع تسویه حساب نکنی منو جلوی مادرم خراب نکنی به رقیّه، به علمدار منو پیشت نگهم دار میدونم که خیلی تغییر کردم با کارام خیلی تو رو پیر کردم به اباالفضل دل من خونِ حسین توی بد دردسری گیر کردم کلافه ام حسین یوقت نگی توو نوکرات اضافه ام حسین داد میزنه حال منو قیافه ام حسین یوقت نگی توو نوکرات اضافه ام حسین تو بغل گرفتی خاک قتله گاه شاه میفهمه زمین خوردن شاه میزدن تو رو پیاده و سواره ذوالجناح اومد حرم کمک بیاره چه روزگار سیاهی چه حربگاه و سپاهی دگر نیفتد الهی بلند مرتبه شاهی حسین، آی خب الان سه ساعته نیومدی که عمداً افتادی و دست و پا زدی که تا کمی خاک بگیره قتله گاه کسی اونجا نبینه خیمه گاه به روی نیزه نگاهی سری تکان بده گاهی دگر نیفتد الهی بلند مرتبه شاهی حسین جونم مث موی پریشون تو ای نیزه نشین من پریشونم چرا روضههاتو میشنوم امّا زنده میمونم حسین جونم خسته بود آقا تازه روی پیکرش نشسته بود آقا دنیا رو به کام زینب زهر کردند تو رو معمولی نکشتن نحر کردند توو گودالی تو قرآن منی پس چرا زیر چکمه اینجوری لگدمالی چقدر تشنه ای که آسمون و دود میبینی زخمی و بیحالی جنایت کرد خدا نگذره از اونی که با لگد به صورتت جسارت کرد