میریزه خون گلوی تو روی دستم
مازیار طاولیپسندیدن6
بازدید2.7K
میریزه، خون گلوی تو روی دستم آروم گرفتی بعدِ چند لحظه با دستِ خونی چشماتو بَستَم گفتم یه روزی قَد میکِشی یه سالگیتو هَم ندیدم تو تو بَغَلَم بودی یِهو صدای هِلهِله شنیدم تا دغ نکنه مادرتو عبامو رو سَرِت کشیدم میخونه حسین جای رُباب علی لای لای، علی لای لای گریونم، آب روزی لَبِت نَشُد آخر یه سالگی ندیده جون دادی نَشُد یه بار بِهِم بِگی مادر قُنداقهی خونی شده رو کنارِ قبرِ تو میزارم رفتی و باید پشتِ سَرِت یه کربلا برات بِبارَم لالایی بخونم واسه کی تو گهوارت تو رو ندارم یک قافله رو پشتِ سرت علی لای لای، علی لای لای قربون تو و عُمرِ کَمِت علی لای لای، علی لای لای