میآیم از خیمه بادیدگان گریان
میثم مطیعیپسندیدن39
بازدید8.9K
میآیم از خیمه، با دیدگان گریان تا آرام بگیرم، در آغوشت عموجان منم یار ثارالله، ابنُ الحسن عبدالله... (آمدم در گودال، غوغا شد های و هو شد دیدی که دست من، مثل دست عمو شد)۲ منم یار ثارالله، ابن الحسن عبدالله... بر پاماند این بیرق، بر دوش این نوجوان عبدالله در گودال، کارش شده کارستان منم یار ثارالله، ابنُ الحسن عبدالله این نسل حسینیست، که پرچمهاشان بالاست فردای این نهضت، در دست نوجوانهاست ماییم یار ثارالله، چون قاسم و عبدالله