من و این حال قشنگ نوکری توو روضهت
حاج اسلام میرزاییپسندیدن4
بازدید100
من و اين حال قشنگ نوكری توو روضهت من و اين دقيقههای عاشقی توو هیئت واسه من هيچجای دنيا نداره اين حسّ و آخه چی بهتر از اين میخوام منِ بیقيمت دستمو وا نكن از پَرِ پرچمت ميكُشَتَم منو آخرش اين غمت بذار كه جون بدم توی محرّمت همين حال و همين حسّ و میخوام يعنی میشه ببينم با چشام كه امسال اربعينم كربلام حسين جانم، حسين جانم... با تو میشه تو هوای عاشقی پَر وا كرد با تو میشه هر نفس حال خوشی پيدا كرد با تو میشه تهِ آرامش و احساسش كرد مثل اونیكه خودش رو توو دل تو جا كرد به تو دلم خوشه آقای خوب من تو رو خدا بيا رومو زمين نزن بیا بالا سرم موقع جون دادن سرم رو روی زانوهات بگير تو ای آقای خوب و بینظیر اميری يا حسين نِعمَ الامير حسين جانم، حسين جانم...