منو رسوایی
مهدی رسولیپسندیدن9
بازدید2.6K
منو رسوايى منو تنهايى اومدم آه بكشم منو اين دردم، ميشه برگردم؟ نذار شرمنده بشم تصميمو گرفتم، با اينكه خيلى ديره جز دستاى كريمت، دستمو كى بگيره عمر من تباه شد درياى گناه شد تا گفتم حسين جان گفتى سر به راه شد "حسین، ببخش آقا" *** منِ بيچاره، منِ آواره اومدم زار بزنم از غمِ دورى، شده هرجورى عشقتو جار بزنم هميشه هستى اما، منم كه از تو دورم بى چشمه ی نگاهت، كويرِ سوت و كورم حق باتو، بَدَم من اما اومـدم من دستامو گرفتى تا ناله زدم من "حسین، ببخش آقا" ***