منم آواره بین کوفه
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن12
بازدید6.6K
منم آواره بین کوفه شدم بیچاره بین کوفه لبم شد پاره بین کوفه حسین جان حسین جان... کشیده کارم بر سرِ دار خداحافظ ای شاه بییار قرارِ ما در بین بازار حسین جان، حسین جان... (سردارم ولی خسته و بیکس و بییارم) ۲ زِ روی تو آقا خجالت دارم کجایی نگارم (میا به کوفه، شد ذکر آخرم به راه زینب، افتاده این سرم مرا دعا کن، ای حاجیِ حرم) ۲ یابن الزهرا، کوفه میا حسین... (سفیر شاه کربلایم) ۲ به درد و غربت مبتلایم شده شهر کوفه مِنایم حسین جان حسین جان... تماشایی شد ماجرایم اسیرِ قومی بیوفایم پریشان بین کوچههایم حسین جان حسین جان... واویلا کجایی ببینی تو احوالم را تن بیسرم رویِ خاک صحرا فدای تو آقا فدای تو آقا (نشیند اینجا، بر نیزهها سرت دل نگرانم بر حال خواهرت)۲ شود به کوفه آواره دخترت یابن الزهرا، کوفه میا حسین... (ببین خون ریزد از لبانم) ۲ نشان نیزه بر دهانم خودم را هر سو میکشانم حسین جان حسین جان... ببین آشفته گیسوانم دهد با پا دشمن تکانم نمانده سالم استخوانم حسین جان حسین جان... (واویلا میان مسیر و گذر افتادم) ۲ به زیر لگدهایشان جان دادم (برس تو به دادم) ۲ سرم به روی دروازه نازنین کشیده جسمم شد روی این زمین تو بر مناره پس با تنم ببین یاابن الزهرا کوفه میا حسین... رسد روزی که قحط آب است پریشان گیسوی رباب است علی اصغر در پیچ و تاب است حسین جان حسین جان... دل زینب در اضطراب است رخت از خون خضاب است سرت بین بزم شراب است حسین جان واویلا لبت را به بازی بگیرد دشمن به غارت رود پیکر و پیراهن (شبیه تن من) ۲ بریزد اینجا گیسوی تو بهم به زیر نیزه پهلوی تو بهم شده گسسته ابروی تو بهم یاابن الزهرا کوفه میا حسین...