مناجات خوانی شب نوزدهم
حاج محمدرضا بذریپسندیدن8
بازدید400+
به نام علی و خدای علی کنم سجده بر خاک پای علی شده حرز مردم دعای علی بُود شیعه تحت لوای علی علی حق و حق با علی دائم است یداللهِ ما فوق اَیدیهم است به نام خدای مناجاتها به افطارها و به خیراتها به نام رجزها و هیهاتها به کوچه خیابان، به میقاتها کسی که بُود با علی زنده است به والله سید علی زنده است از بس شبیه جد غریبش حسین بود روز دهم گرسنه و تشنه شهید شد به والله سید علی زنده است دگر صاحب این حرم فاطمهست پناه دلِ مضطرم فاطمهست به مولا دَمِ آخرم فاطمهست دعاگوی ما مادرم فاطمهست کسی که برایش بمیرد خوش است سرم را به دامن بگیرد خوش است اگر میخروشم برای خداست برا عجز کفار عین دعاست دلم قرص چون سنگر جبهههاست شب و روز قدرم پر از کربلاست همه زیر دستاند و بالا حسین بِکَ یا علی یا حسن یا حسین دلم تنگه صحن و سرای حسین منم بندهی ربنای حسین فقیرم فقر دعای حسین مرا میشناسد خدای حسین لبِ خشکِ من تشنهی کوثر است دلم بیقرار علی اصغر است چه زخمی به بابای پیرش زدند همه قول دادند و زیرش زدند پسر را میان مسیرش زدند علی آب میخواست تیرش زدند سر اصغرش سِرِّ مکنون شده دو دست پدر غرق در خون شده ***** چه غریبونه سفر کردی تو مثل حیدر پره از دردی تو منم و عزت ایرانی که تازه فهمیده چقدر مردی تو من میخوام واسه غمت گریه کنم گریه کنم گریه کنم توی خونت زدنت گریه کنم گریه کنم گریه کنم مزد شهادت تو، دیدنِ رویِ یاره ای رهبر عزیزم، راهت ادامه داره **** آخرم نشد بری کرب و بلا جای تو خالیه بین زائرا ولی با یه پیکر غرق به خون تو بغل گرفتت خون خدا برسون سلاممو به بیکفن آقای من آقای من مثل ارباب تو رو تشنه زدن آقای من آقای من بی تو ویرون شده دنیای دلم وای دلم وای دلم منو یادت نره آقای دلم وای دلم وای دلم از غم تو چشای پیر و جوون میباره ای رهبر عزیزم راهت ادامه داره ***** مَن هذا مومناً فقد آذانی چرا عطشانی، چرا عریانی و مَن آذانی فقد آذَ الله عذابت دادن اباعبدالله ***** ما که مانند علی مقتدر مظلومیم مگر از مادریِ مادرمان محرومیم ***** ریختن سرت یکی لگد زد دیدم یکی میگفت دستش را شکستم چشم من بسته ولی دست مغیره باز بود زد تو را تا که بگیرد زودتر جان مرا ***** رو به روم بشین تو که گناهامو دیدی، گریمم ببین منو رها نکن به حال خودم همین با وفاترین بیچارم کرده کربلا درمون درده کربلا آدم بهشت بره بازم میخواد برگره کربلا ***** خواهشا نامهی ما را به خراسان بفرست خواهشا زود برو نامهی ما تا خورده مثل آهوی بیابان به بیابان زدهام چون شنیدم گذرت جانب صحرا خورده پسر فاطمه مردم گره دارند همه پسر فاطمه در کار گرهها خورده خواهشا از در این خانه بلندم نکنید مگر این کاسهی ما حق کسی را خورده پهلویش مطمئناً پشت حرم درد گرفت هرکه اینجا قسم حضرت زهرا خورده کربلا رفتن ما را که خودت میدانی کربلا رفتنم از دست تو امضا خورده پسر فاطمه تشنهست تَهِ گودال و مرکب شمر ولی آب گوارا خورده