بگو ز بخشش آلودهها خبر بزنند
حاج حسین سازورپسندیدن2
بازدید200+
بگو ز بخشش آلودهها خبر بزنند دوباره نوبت بیچارههاست در بزنند صدای وا شدن میکده میآید باز حواله شد می ما را به چشم تر بزنند دل شکسته برای فقیرها گنج است گذاشتیم که مردم به ما ضرر بزنند یکی صدای مرا تا طبیبها ببرد ثواب دارد اگر به مریض سر بزنند اگرچه یک شبه حاجات ما روا شده است من آرزو به دلم مانده یک تشر بزنند چه میشود که گداها همین شب اول دم ضریح علی نالهی سحر بزنند همیشه آرزوی بچههای بد این است یکی دو بوسه روی صورت پدر بزنند حرم ببر نبری باز میرویم از دست چه میشود دلهها پرسه دور و بر بزنند علاج درد مریض حسین کرب و بلاست حسین گفته به جانهای ما شرر بزنند هزار و نهصد و پنجاه ضربه را میشد مگر به پیکر بی جان یک نفر بزنند کنار فاطمه که دست بر کمر دارد نشستهاند همه نیزه بر کمر بزنند به سنگها حَرَجی نیست پیرمردان هم خمیدهاند عصاهای بیشتر بزنند قرار بود که دور از حرم شهید شود نه اینکه خواهر او را همانقدر بزنند