شُکر گویم که شب و روز گرفتار توام
سید امیر حسینیپسندیدن10
بازدید300+
شُکر گویم که شب و روز گرفتار توام درد هم دارم اگر، شُکر که بیمار توام اشک میخواهم اگر لطف کنی ممنونم منِ لبتشنه فقط تشنهی دیدار توام اشتباه است اگر فکر کنم پاک شدم قدر یک عمر فقط گریه بدهکار توام یوسفا! مشتری پیر و ندارت آمد بپذیر این همه کم را که خریدار توام برسان رزق مرا تا به محرم برسم وا کن آغوش که من حُرّ خطاکار توام هرچهام، هرچه که بودم، لب من گفت: حسین روضهخوان سحر و لحظهی افطار توام ای حسینی که سرت رفت در آغوش تنور بیجهت نیست اگر اینهمه تبدار توام بیتفاوت که شدم پیرهنت را بردند با چه رویی بنویسم که عزادار توام ***** دلم میخواست معراجت ببینم چه معراجی عجب رنگین کمانی نرو دیگر! تو رفتی سنگ خوردم بیا قولی بده دیگر نمانی عبایت روی دوش نیزهداری عقیقت روی دست ساربانی نمیدانم چرا این زجر نامرد بدش میآید از شیرین زبانی اگر مال منی پس پیش من باش چرا دائم به دست این و آنی ******* بابا بابا، نگفتی دختری داری چرا محل نمیذاری، شدم عجب گرفتاری بابا بابا، یه قاصدک خبر آورد که تیری توی قلبت خورد ******* دیشب دیدم که عمه جون با قاسم اومد خونمون میگفت برات یه چادر خوشگل گلدار خریدم ولی نگو خواب میدیدم دیشب داداش علیم اومد به روی دستام بوسه زد میگفت عزیزم از سفر برات النگو خریدم ولی بازم خواب میدیدم دیشب میون دفترم برای داداش اصغرم عکس عمو رو با علم کنار دریا کشیدم ولی نگو خواب میدیدم یه شب جا موندم از همه به روی دست فاطمه چشام میرفت که خواب بره با سیلی از خواب پریدم کاشکی اینم خواب میدیدم ****** یک لحظه یادم رفت اسم من رقیهست سیلی که خوردم عمه را هم تار دیدم