غصه دارم که چرا سوز دعا نیست مرا
حیدر خمسهپسندیدن6
بازدید300+
غصه دارم که چرا سوز دعا نیست مرا رمضان آمده و حال بکاء نیست مرا روزگاری به هوای همه کس بال زدم پر پرواز به درگاه شما نیست مرا معصیت عادت من گشته و حالم خوب نیست لذتی در سحر نافلهها نیست مرا من از این تیرگی باطن خود دلگیرم روشنی بخش دل و دیده چرا نیست مرا؟ دست من خالی و هر بار تظاهر کردم کوله باری به جز از کبر و ریا نیست مرا چه کنم تا که جوابم نکنی یا الله بارالها به گمانم که بنا نیست مرا