نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

من گریه میکردم، بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم، رو نیزهها گریه میکرد... خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از زخمِ نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثل عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که ما رو بردن شهر شام غریب گیر آوردن جَدَّمو من گریه میکردم، بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم، رو نیزهها گریه میکرد... **** قحطِی آبو دیدم من حال ربابو دیدم من با اهل بیت پیغمبر بزمِ شرابو دیدم من کشید شعله آتیشِ بلا تو هر لحظه بعد از کربلا رسید بعد گودال نوبتِ سر و تَرکه و تشت طلا من گریه میکردم عمه گریه میکرد غُل و زنجیر رو دستای همه گریه میکرد من گریه میکردم، بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم، رو نیزهها گریه میکرد... **** یه شب چشام از خون تَر شد قلب دو عالَم مضطر شد شبی که توی ویرونه عمه، رقیه پر پر شد براش وقتی آوردن سرو تا دید زخمِ جای خنجرو چشاش بسته شد تا از باباش گرفت بوسههای آخرو من گریه میکردم، خدا گریه میکرد زمین و زمون اون شب به حال ما گریه میکرد من گریه میکردم، بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم، رو نیزهها گریه میکرد... **** چه بیتابیم این شبها مگه سرد میشه داغ آقا؟ صدامونو از این دریا داره میشنوه کل دنیا ای اهل عالَم، عاشق ترین قوم زمینو ببینین این دین عشقه، آزاده ها ایمان بیارین به این دین ایمان بیارین به وعدهی کسی که فرمود سَیَهدین اِنَّ معیَ رَبّی، فرمایش امام است در دست تک تکِ ما، شمشیر انتقام است... **** دلم تنگه، چشام گریون داره میرسه فصل بارون میاد کم کم صدای پاش منم باشم ببینم ای کاش باشم ببینم سینهزنیِ نوکراتو حسین باشم ببینم که گریه میکنم برا تو حسین باشم ببینم صحن و سرای باصفاتو حسین حسین جان...
هنوز نظری ثبت نشده