من گرفتار توام
محمد کمیلپسندیدن11
بازدید16.5K
من گرفتار توام بندهی دربار توام یار منی یار منی یار منی نوکر سر بارِ توام ای یار، ای یار، ای یار، ای اباعبدالله بر چشمم پا بگذار ای اباعبدالله فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجاب خودی، نوکر از میان برخیز صنما کفن پوش توام صنما بلا نوشم توام صنما صنما صنما مست ششگوش توام