من چه گلایهای از این غم کنم
حسین محمدی فامپسندیدن0
بازدید700+
من چه گلایهای از این غم کنم فکری برا این تن دَرهَم کنم یه نفره نمیتونم با عبام اعضای پیکر تو رو جمع کنم رفتن تو منو آواره میکنه داغ جوون داره منو بیچاره میکنه چقدر رو زخم تو خورده نمک علی شبیه مادرم تو رو زدن کتک علی آخر به حیرت افتاد بابات پیشت با صورت افتاد بابات خیلی به زحمت افتاد بابات جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر درِ خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر درِ خیمه رسانم جانم حسین جانم..... یا اهل نظر میشوی و میفهمی یا پاره جگر میشوی و میفهمی اینکه چه گذشت بر من و بر جگرم یک روز پدر میشوی و میفهمی