من علی اصغرمو تیغ اگر بردارم
حاج حسین سازورپسندیدن1
بازدید1.1K
من علی اصغرم و تیغ اگر بردارم در وجودم سکنات علی اکبر دارم نسب هاشمیام کار خودش را کرده جگر حمزه، دل فاتح خیبر دارم سن کم از نظر نسل علی مطرح نیست کوچک اما اثر مالک اشتر دارم همه کردند سر و جان به فدای پدرم کسر شأن است ببینند که من سر دارم در سپاهی که عمویم شده فرماندهی آن حکم جانبازی و سربازی لشکر دارم من ز نسل علیام که زرهش پشت نداشت حرمله کمتر از آن است زره بردارم از سر نی به سر عمه شوم سایهی سر ارث غیرت ز ابوالفضل دلاور دارم کوفه و شام بترسید که من در رگ خود خون قتال عرب حضرت حیدر دارم هاشمیون همگی مادریاند و من هم هرچه دارم همه از دامن مادر دارم گرچه افتادهام از شیر به تیر سپری جگری را جگر شیر برابر دارم کاشکی عمه به خیمه ببرد مادر را که نبیند اثر تیر به حنجر دارم پسرم تشنهی آب است اذیت نکنید جان او جان رباب است اذیت نکنید سه شب و روز اذیت شده دیگر کافیست حال او خستهی خواب است اذیت نکنید کاش میشد که لبی تر کند از آب فرات آبتان هم که سراب است اذیت نکنید نبش قبرش نکنید تازه خنک گشته تنَش کارتان فوق عذاب است اذیت نکنید بگذارید بخوابد پسرم خسته شده سر نی بستر خواب است اذیت نکنید سر او کوچک و سرنیزه بزرگ است خدا بر رُخش رد طناب است اذیت نکنید ترس از اینکه سرش از نیزه بیفتد به زمین دل من در تب و تاب است اذیت نکنید این دل سوخته را سوختهتر میخواهید جگرم مثل کباب است اذیت نکنید اشک اگر هست به چشمم همه از داغ دل است اشک من آهِ مذاب است اذیت نکنید ***** حرمله زانو زد مقابل لشکر سه شعبه زد بوسه به حنجر اصغر نشست رو لبهای علی گل لبخند وقتی رو دستهای حسین شد پرپر یه لشکر بیرحم یه طفل شیرخواره یه تیر مرد افکن یه حنجرِ پاره ***** غم مخور ای کودک دردی کشم من خودم تیر از گلویت میکشم