من سکینهی حزینهام
پیام کیانیپسندیدن7
بازدید600+
من سکینهی حزینهام سنگِ غم شکست آیینهام یه دنیا غمه توو سینهام وای، وای، وای اونکه بغضشو خورد توو گلو اونکه توو دلش موند آرزو اونکه مشکو داد دست عمو وای، وای، وای عمو رفتی، برنگشتی عمو تو کجای دشتی؟ عمو فراموش نکردی عمو گفتی برمیگردی عمو بیتو آب حرومه عمو کارمون تمومه رفتی و صحرا رنگ بیرحمی گرفت هر دلی از رفتن تو زخمی گرفت سفرهی نذری توو علقمه چیدی و هر کسی از پیکر تو سهمی گرفت (علمدار، خدانگهدار)... آسموننشین، ای مَهجبین به خاطر ما خوردی زمین جاش خالی، کجاست اُمُّالبنین؟ وای، وای، وای مادرت که نیست، عمّه که هست جای تو شده عَلم به دست رفتی و قد بابا شکست وای، وای، وای حالا که عمو شدی شهید دور خیمهها شمر پلید برا ما خط و نشون کشید وای، وای، وای خنجر با نگاه نشون میده راه قتلگاه نشون میده چکمهی سیاه نشون میده وای، وای، وای عمو وای از دل سنگی عمو صد مَرکب جنگی عمو وای از تَه گودال عمو وای از تن پامال عمو پیرهن میره غارت عمو ما میریم اسارت تنگه دلم دست عمو رو بوس کنه بابا کجاست دخترشو عروس کنه؟ کارم رسید جایی بریم شهر شام مطرب بیارن نگاه به ناموس کنه (علمدار، خدانگهدار)... **** کاش مثل دریا نبودی اینقدَر زیبا نبودی تا کسی چشمت نمیزد کاشکی اینقدَر اباالفضل خوش قد و بالا نبودی تا کسی چشمت نمیزد کاش نمیرفتی دَمِ آب کاشکی تو سقا نبودی تا کسی چشمت نمیزد عباس، وقتی که از خیمه میرفتی علقمه عباس، از دور میدیدم منتظر بود فاطمه عباس، دریا دلش مثل دلم آروم نبود عباس، تو رفتی و برگشتنت معلوم نبود اباالفضل، پاشو بریم به خیمه اباالفضل دلم رو نشکن