من سفیرم حسینمو مثل آقام غریبم
مهدی اکبریپسندیدن4
بازدید1.6K
من سفیر حسینمو مثل آقام غریبم شده از شهر كوفيان كوچه گردی نصيبم گشته همه وجود من مثل باغی پُر شكوفه آقا بجون بچههات ميا كوفه، ميا كوفه وای غریب یا مسلم... تشنه لب میدهم سلام با لبی پاره پاره سَرم افتد پای تو از روی دارالاماره همونایی که در نماز فرق باباتو شکستند رو چشمای عباسِ تو با حرمله شرط بستند وای غریب یا مسلم... وقتی مردای کوفه رو برای جنگ میبردند زناشون با خنده روی پشت بوم سنگ میبردند یکی میگفت به دخترش: برات گوشواره میارم زنی میگفت به شوهرش: توی خونه کنیز ندارم وای غریب یا مسلم...