من بی بغل میمیرم و زنده نمیمانم
امین قدیمپسندیدن25
بازدید1.1K
من بی بغل میمیرم و زنده نمیمانم پیراهن تو بوی تورو دیگه نداره بوی نعل میده اون نیزه شکستهای که تو دست سنان بوی خون میده من بی بغل میمیرم و زنده نمیمانم از موقعی که تو رفتهای آشیانم نیست دنیای من در بستری دنیا نمیخواهم وقتی که افتادی ز پا میل جهانم نیست بابا شنیدی اون شب اگه دیر کردم عمّه رو بردن من اون وسط گیر کردم از تو بابایی نمونده حتّی واسه بوسه روی صورتت جایی نمونده بدون آغوشم بابای منی بیا در آغوشم وای اباعبدالله لب تشنه کشتنت سوخته لبات از تشنگی عزیزم حیفه چشمای قشنگ تو حسین (که نیزه خورد)۲ اون رکاب کج مگه قیمتی بود برید و بُرد