من اگر مرثیه خوانم
محسن عرب خالقیپسندیدن8
بازدید12.7K
من اگر مرثیه خوانم، من اگر سینه زنم من اگر ریزه خورِ سفرهی این پنج تنم دین خود را به دو عالم نفروشم ولله من مسلمان شدهی دست امامِ حسنم خیمه خیمه شرارهی فتنه شعله شعله دوباره میسوزه ضربه ضربه به عالم ثابت کرد خون بر شمشیر همیشه پیروزه این شیر که در معرکه امروز امیر است این زادهی آزادهی یک نسل دلیر است فریاد زد و گفت به کوریِ سقیفه آغاز مسلمانیِ ما روز غدیر است... ای جان حسن، جانان حسن... سورهی قارعه تفسر حسن را میخواست نفس معرکه تکبیر حسن را میخواست قامت فتنه به طوفانِ علی ویران شد ختم این قائله شمشیر حسن را میخواست حیدر حیدر فقط از مولا گفت دیدن هرچی میگه از قرآنه میگفت این بی تبرا بی معناست کفره که تو لباسِ ایمانه فرمان پدر تا که به دست پسر افتاد فتنه علمش در رگ و خون غوطهور افتاد بر صفحهی تاریخ چنین حک شده آن روز با آل علی هر که در افتاد ور افتاد علَمِ فتنهی این قوم که یک پیرُهن است فتنه گردانِ در این معرکه ایندفعه زن است این پسر که همهی قائله را بر هم زد نوهی ارشد پیغمبر خاتم حسن است طوفان طوفان قدم برمیداره وقفه وقفه نداره میجنگه ابناء هندهی ملعون حیرون حمزه حمزه دوباره میجنگه میگفت که آن نور خدا ما همه هستیم ما سلسله بر نسل ستم خاتمه هستیم این حرف تمامیِ ائمه است که هر روز ما منتظر منتقم فاطمه هستیم