من از این منی که هستم خستهم
حنیف طاهریپسندیدن1
بازدید100+
من از این منی که هستم خستم به هیاهوی جهان دل بستم مگه تو کاری کنی برا دلم هروی هم که باشم عاشق هستم من غیر داغت زخمی داغی نبودم من هرچی بودم پیش تو یاغی نبودم شرمندام از توبههایی که شکستم اما به روی بچهها آبو نبستم تو که حر رو امون دادی به تن مرده جون دادی یعنی خاک و طلا کردی شهید کربلا کردی مگه چی به زهیر گفتی چی به راحب ریر گفتی به منم بگو این رازو تا یادم بده پروازو (انّی احبُ حُباً شدیدا منم ببر تو جمع شهیدا) میدونم که نامهمو وا کردی تو جواب گفتی میخوای برگردی آره من میخوام بیام کنار تو زندگیم نگذره با بیدردی دردی که از تو میرسه درمون عشقه اشکی که تو اسم توئه بارون عشقه هرجا که حرفت شد همونجا کربلا شد گفتم حسین و راز عشقت برملا شد اگه دوری ازت کردم به خدا که غلط کردم در خیمهی تو بازه غمت آدمو میسازه دم مرگ و کجا باشیم؟ خوبه تو کربلا باشیم بکنیم سر و تقدیمت یه دل سیر ببینیمت انّی احبُ حُباً شدیدا منم ببر تو جمع شهیدا)