من از اهالی نورم
محسن عرب خالقیپسندیدن8
بازدید1.6K
من از اهالی نورم من از حوالی ماه من از عشیرهیدردم من از قبیله آه من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب نمانده صبر و قراری مرا نمانده شکیب منی که خنده ز لبهام را زمانه گرفت منی که زخم جگر را نمک نشانه گرفت منی که سینهام آتشفشانی از غم بود منی که در نظرم هر نفس محرم بود منی که دیدهام از پنج سالگی پیرم به یاد جدّ غریبم، غریب میمیرم پدربزرگ مرا نیزهدارها کشتند درست گوشهی گودال بارها