نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مقصود خدا از دو جهان، خلقت زهراست المنّة لله که این است و جز این نیست و روزی نوبت باغ فدک بود به روی زخمها دیدم نمک بود تمام باغ را تقسیم کردند ولی سهمیهی زهرا کتک بود کوچه بود و غروب درد آور گوشهی چشم آسمان تر بود در زمان عبور از آن کوچه دستهایم به دست مادر بود ناگهان سایهای پدید آمد ناله از فرش تا ثریا رفت تا به خود آمدم فقط دیدم دست یک نانجیب بالا رفت صورت شوم خود در آینه دید خیز سمت دل درک برداشت سنگی از دست چپ حواله نمود گونهی راستش ترک برداشت دوزخ آتش گرفت و نفرین کرد جبرئیل امین بگفت آمین مادرم با تلاش بسیارش شد به پا و دوباره خورد زمین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد