مقامت ناشناس مزارت ناشناس
حسن عطاییپسندیدن26
بازدید1.3K
مقامت ناشناس مزارت ناشناس نشستم نیمه شب کنارت ناشناس غریبونه است چقدر مزار فاطمه دعا کن من بیام کنارت فاطمه میگم خوشی نیومده به ما که چه سخته گریههای بی صدا که بگو چه خاکی به سرم بریزم صورت زخمی تو روی خاکه خونهی نو مبارکت باشه عزیزم ۲ گریه کنم یکم دلم واشه عزیزم باشه عزیزم ۲ برای بیکسیت، بمیرم فاطمه نشد روضه برات، بگیرم فاطمه کسی تو مجلست نیومد آخرش حسن میسوزه تو عزای مادرش صدا صدای گریه ی مَرده تو رفتی و هوای خونه سرده خبر داری مزار تو رو حسینت یک دل سیر هنوز بغل نکرده خونهی نو مبارکت باشه عزیزم ۲ گریه کنم یکم دلم واشه عزیزم باشه عزیزم ۲ سر قبرت دو خط بگم از کربلا حسینت بیکفن، حسینت بالعراء حسینت بی رمق، حسینت بیرفیق میاد از قتلگاه، صدای زنگ تیر همش میگفتی مادرش بمیره حسین من تنش روی حصیره دعا بکن وقتی سر و بریدن خاک حسینمو به تن بگیره حسین ای بی کفن مَن آذٰى مُؤمِنا فَقَد آذانی چرا عطشانی، چرا عریانی ومَن آذٰانی فَقَد آذَى اللّه عذابت دادن اباعبدالله مسلمونم نبودی، حق نداشتن که عریانت کنن مسلمونم نبودی، حق نداشتن پریشانت کنن مسلمونم نبودی، حق نداشتن بهت بیراه بگن چی میخوان روز محشر در جواب رسول الله بگن نه خاکت کردن، نه آبت دادن چقدر با تیر و نیزه، پیچ و تابت دادن سر پیراهن، عذابت دادن چقد با تیر و نیزه، پیچ و تابت دادن حسین نمیتونم بگم چقدر آقایی چقدر مظلومی، چقدر تنهایی به یاد قتلگاه، تنم میلرزه مگه این پیرهن، چقد میارزه نمیتونم ببینم زنده باشی سرت دعوا بشه چقدر نذر سرت کردم عزیزم شاید پیدا بشه نمیتونم ببینم زخم پهلوت شبیه مادره اگه من زنده باشم تو نباشی بمیرم بهتره ۲ یه شب هم خولی که مهمونت کرد چرا توی تنور خونه پنهونت کرد شنیدم آتیش پریشونت کرد چرا توی تنور خونه پنهونت کرد