معشوق رندان نجوای باران
محمدرضا میرزاخانیپسندیدن12
بازدید1.4K
معشوق رندان، نجوای باران نام تو باشد تفسیر قرآن هجر تو ما را کرده پریشان دارم تمنّا، این جان تو بستان (عشق حسین جان، عشق عشق حسین جان)۴ ای صاحب بود و هست، عالم به عشق تو مست دل به کجا چنین شتابان؟ مقصد حسین است و بس من از تو هستم اباعبدالله، ذکر الستم اباعبدالله بعد خداوند به دوعالم حسین پرستم اباعبدالله (یا اباعبدالله، یا اباعبدالله)۴ دل شده به تو وصل، من را نکن عزل أُنظُر إلینا یا صاحب وصل تو عالی اعلی من هم همان رزل دریای جودی ای بیکران فضل (عشق، اباالفضل، عشق عشق اباالفضل)۴ خدا میگفت: وحیدم، ببین چی آفریدم چه کیفی کردم وقتی صورتش و کشیدم منم به دنبال اباالفضل، توو روضه حمّال اباالفضل قبلهی من رو به شمایل، بندهی تمثال اباالفضل ای بحر احساس، عطر گل یاس یک نیم نگاه تو صد مسیحاست یوسف رو دیدم غرق تماشاست گفت: این شمایل اللهاس یا عبّاس؟ (عشق، اباالفضل، عشق عشق اباالفضل)۲ نمازم و فریضهام، عزیزم ای عزیزم تاسوعا باب قبله برا تو خون میریزم بگیر تو دستم ابوفاضل، تمام هستم ابوفاضل بعد امام ابی عبدالله، قمر پرستم ابوفاضل