مصیبت ندیدم به اندازهی شام
امیر طلاجورانپسندیدن10
بازدید700+
مصیبت ندیدم به اندازهی شام به زحمت رسیدم، به دروازهی شام چقدر بین مردم خجالت کشیدم چیزایی دیدم که نباید میدیدم ***** مردم و زنده شدم بس که نگاهم غم دید چقدر عمّهی ما مجلس نامحرم دید ***** من از دنیا بریدم چهل ساله که بعد از کربلا از زندگی خیری ندیدم بهم حق میدید آره منم اونی که توو مجلس صدای حدی جاریه شنیدم **** توو بزم می یکی من و نشون میداد یزید سر و تکون میداد