مسلمم من سفیر پادشاه کربلام
مهدی اکبریپسندیدن3
بازدید5.9K
مسلمم، من سفیر پادشاه کربلا دل شده بر غصه و غم مبتلا از مرام کوفیان بی حیا وای از این غم، وای از این غم شعر غم میخوانم از سوز غریبی، بیپناه یا حسین کوفه نیا بهر مهمانی مهیای تو گشته یک سپاه یا حسین کوفه نیا بیقرارم من برایت یا حسین جان بر سر دار چونکه در این شهر نامرد از برایت نیست یک یار وای، وای، وای، وای، وای، وای حسین، حسین، وای ***** یا حسین، غم زده بر دل شراره میروم با دو چشم پر ستاره میروم بر سر دارالاماره میروم ای حبیبم، ای حبیبم بشنو فریاد مرا از این دیار پر خطر کُن از این کوفه حذر چون ندارد حرف تو بر قلب این مردم اثر کُن از این کوفه حذر دشمنانت با دو رنگی از سفیرت دل شکستن کُن درنگی، نیزهداران چشم به راه تو نشستن وای، وای، وای، وای، وای، وای حسین، حسین، وای