مستم و مستی شده بهونه
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید5K
مستم و مستی شده بهونه تُو این دوره زمونه حالمو کی میدونه؟ مستم و دیگه دلِ دیوونه حس میکنم میونِ زمین و آسمونه دل خرابِ مِی نابه، یکی مَنو ببینه مستیِ یار داره انگار تُو پیاله میشینه شورِ پریدن دوباره سر میگیره وقتی که فُطرس دوباره پَر میگیره میخونه: ترانهی همیشهی روی لبِ عاشقا حسین میخری میبَری یه سحری دِلو تا کجا حسین داره دلای ما هوای شبای کربلا حسین حسین اربابِ من... ***** غم نخور، پا شو حالمو دریاب واسه دلای بیتاب دیگه رسیده ارباب شب شد و به زیر نور مهتاب چه زیبا رفته در خواب، پسرِ ابوتراب همه اهلِ آسمونا به دور و بَرِ حسین حلقه بستن واسه شوقِ طوافِ سرِ حسین شوری دوباره به دل عالَم افتاد وقتی که اشکِ مادرش نَمنَم افتاد رُو گونه میپیچه صدای لالایی حالا تُو خونهی علی وقتی که امشبم مهمونه خدا تُو خونهی علی هر کسی که اومد شد حاجتروا تُو خونهی علی حسین اربابِ من...