مزنیدم مبَریدم که دست از حسین من نمیکشم
حسین سیب سرخیپسندیدن5
بازدید1.4K
مزنیدم مبَریدم که دست از حسین من نمیکِشم توی صحرا بین اعداء درد تازیانه رو میکِشم گفته مادر روز آخر میدهی جان زیر خنجر تشنهلب، حسین غریبِ مادر ای برادر، جونِ مادر از رو نیزه کن یه نگاه به من دستِ بسته، سر شکسته، ناسزا میگن دشمنا به من دلبر من، یاور من رفته غارت معجر من