مرگ حقه اما واسهی تو زوده
محمد امینیپسندیدن2
بازدید200+
مرگ حقه اما واسهی تو زوده شهیدهی علی تنت کبوده این در و همسایه چقدر حسوده شهیدهی علی تنت کبوده درِ این خونه به روی همه باز بود مگه نه؟ عشق ما قشنگترین عشق حجاز بود مگه نه؟ قول دادی صدام کنی هرجا نیاز بود مگه نه؟ پس چرا فضه رو هی صدا زدی چرا دست و پا زدی سر تو زخمی شده، سرتو کجا زدی وایِ من، دنیای من، زهرای من دردسرش برای تو، شرمندگیش برای من عشق من، خانوم من، معصوم من توی حیاط خونمون کی زدنت مظلوم من اِنّا لله و اِنّا الیه راجعون یا منو با خودت ببر یا بمون... **** از غم و غصههای تو مریضم بری چه خاکی به سرم بریزم چرا تو رو به قبلهای عزیزم بری چه خاکی به سرم بریزم باورم نمیشه تو رفیق نیمهراه شدی تو پناه عالمی، چه جوری بیپناه شدی مگه با چی زدنت، کبود شدی سیاه شدی دیگه پیش شوهرت حجاب نکن خونمو خراب نکن کَلّمینی فاطمه علیو جواب نکن عمر من، بانوی من، مَهروی من از غم و غصت یه شبه بذار سفید شه موی من خوب من، محبوب من، آشوب من درد و دلاتو فاطمه توروخدا بگو به من اِنّا لله و اِنّا الیه راجعون یا منو با خودت ببر یا بمون... **** رو صورتت نشسته گَرد پیری میشه ازم حلالیت نگیری بدون من تو هیچکجا نمیری میشه ازم حلالیت نگبری کمه از غصهی تو عالمو بیقرار کنم با کی درد و دل کنم، ناله کنم هوار کنم این درو عوض کنم، زخم تو رو چی کار کنم تو بری خاطرههاتو چه کنم آخه با تو چه کنم گریهی نیمهشب دختراتو چه کنم یار من، دلدار من، غمخوار من علی بمیره نیمهشب تو میری از کنار من روح من، ریحان من، جانان من یه جوری با غلاف زدن، بریده شد امان من اِنّا لله و اِنّا الیه راجعون یا منو با خودت ببر یا بمون...