مرکب ها سیراب بودن اما
حسین ستودهپسندیدن100+
بازدید20.9K
مرکبها سیراب بودن اما سه روز تشنه بودی هنوز تشنه بودی وسط مقتل با آه سینه سوز تشنه بودی سه روز تشنه بودی تشنه جنگیدی تشنه جون دادی سر پیری به چه روزی آخه افتادی مسخرت کردن اهل آبادی سر پیری به چه روزی آخه افتادی من بمیرم که واسهی گریههات خنده کردن برات خنده کردن دختراشون به اشکای دخترات خنده کردن برات خنده کردن ظهر عاشورا قاتلت ای کاش حرمت ریش سفیدتو نگه میداشت سختمه حرفام کاش میشد داداش حرمت ریش سفیدتو نگه میداشت با لبای تشنه بیلشکر ته قتلگاهی بمیرم الهی بی هوا افتادی فهمیدم چشات رفت سیاهی بمیرم الهی خوندی رو خاکا چه مناجاتی دست به دست میشه سرت شبیه خیراتی پیکرت داره چه جراحاتی دست به دست میشه سرت شبیه خیراتی واویلا چه شلوغ شده میون گودال چه سیاهه آسمون گودال یکی کشته شد درون گودال واویلا واویلا ای خدا حسین کشونه گودال غرق خون لاله گونه گودال مادری شده روون گودال واویلا شمر ملعون بی حیا اومد واسهی بریدن سر از قفا اومد شنیدم ای وای پیرمردی هم نیت قربتو کرد و باعصا اومد واویلا ساربون بالاسرت ایستاده دندون از تو دهنت افتاده نمیبینه مادرت ایستاده، واویلا واویلا بی حیا رو بدنت افتاده دندون از تو دهنت افتاده جای نعلا به تنت افتاده، واویلا به تنت نیزه جا به جا کردن با دوازده ضربه سرو جدا کردن تورو مقتول بالدماء کردن تورو قطعه قطعه کردن و رها کردن واویلا به دل صبر میکشه خنجر رو جای بوسهگاه پیغمبر رو ضربه میزنه میبرّه سر رو، واویلا هرچی بود گفتن هرچی بود کردن دسته جمعی توی قتلگاه ورود کردن