مرغ اجل به دور و برم چرخ میزند
سید امیر حسینیپسندیدن3
بازدید400+
مرغ اَجَل به دور و بَرَم چرخ میزند اشک غمم به چشم ترم چرخ میزند تا گوشواره دیگر من جستوجو کنم در بِین کوچهها پسرم چرخ میزند از لحظهای که سر به رخسار من زدند شهر مدینه دور سرم چرخ میزند وا اُمّاه، وا اُمّاه ... * * * * شکستم، سوختم لب از گلایه دوختم جلوی چشم قاتل غرورمو نفروختم قد من تا شد تا اینکه مادر پا شد یهو شکست بغض من یهو چشام دریا شد بسوز ای دنیا، بسوز از حالم که روی قلبم نشسته داغ عالَم ببار ای بارون، به حال زارم شاید آروم شه غمی که در دل دارم گیرم پاک کردم غبار رُو تو با چی بردارم خون روی ابرو تو؟ تُو چشمات پیچید یه دردِ سردی چشاتو بستی، حتی منو گم کردی جگرم سوخته ای (واویلا)٣ مادرم سوخته ای (واویلا)٣ تویی امیدم شکستنت رو دیدم بدون تا وقتی زندهم منم دارم جون میدم دلم غم داره دنیا سرم آواره خون روی خاک کوچه دیدنشم آزاره با چشمام دیدم همه هستم رفت تو که افتادی، امیدم از دستم رفت تو که افتادی، منم افتادم برات دق کردم، کنار تو جون دادم کوچه قتلگاه شده (واویلا)٣ روز من سیاه شده (واویلا)٣ جگرم سوخته ای (واویلا)٣ مادرم سوخته ای (واویلا)٣