مرد و زن زدنت
محمدحسین حدادیانپسندیدن100+
بازدید9K
میمیرم نفس آخرته این زخما چیه روی سرته برگرد و ساعت بعد و ببین لبخند عمرسعد و ببین روی لب اهل حرم آهه داغ تو مثل اسداللهه پُر از جراحت تنت وای از اصابت زنهای جرّاحه همه میون قتلگاه (دائماً زدنت)٣ تنها شهیدی بودی که (مرد و زن زدنت)٣ وای علیاکبر، وای علیاکبر ... میسوزم مثل زخمای تنت میسوزم واسه پرپر زدنت پا شو که موقع نمازمه تشییعه، تشییع جنازمه تیزیِ شمشیرا خطرناکه خوردم زمین یهو دیدم تا که عمامهی خونیِ پیغمبر هزارتا تیکه شده رُو خاکه نذار که عمه زینبت (از حرم برسه)٣ نذار میون قتلگاه (مادرم برسه)٣ میره شبیه من علی (روی نیزه سرت)٣ به زیر پای مرکبا (جون میده خواهرت)٣ وای علیاکبر، وای علیاکبر ...