غرور کودکیام را به خنده پا نزنید
حیدر خمسهپسندیدن10
بازدید2.1K
غرور کودکیام را به خنده پا نزنید سرش شکست، بزرگ قبیله را نزنید هزارو نهصدو پنجاه زخم خورده تنش به زور بر تن صدپاره نیزه جانزنید حیا کنید غریب است نامسلمانها گرفته روی لبش ذکر ربّنا، نزنید یا عزیز فاطمه، پسر امام حسن یاعبدالله یاعبدالله یاعبدالله نگاه خواهر آوارهاش به گودال است به خاطر دل او با سر و صدا نزنید هنوز مانده کسی پیش مرگ او بشود مرا نکشته به او تیر بیهوا نزنید تمام آبرویم دستهای لاغرم هست که میکنم سپرِ جانِ یار، تا نزنید یا عزیز فاطمه، پسر امام حسن یاعبدالله یاعبدالله یاعبدالله مقابلش به گلویم سهشعبه را بزنید مقابلم به تن زخمیاش عصا نزنید هزار بار مرا ذبح از قفا بکنید سر عزیز خدا را تو را خدا نزنید یاعزیز فاطمه، پسر امامحسن یاعبدالله یاعبدالله یاعبدالله